چند سال پیش در موقعیتی قرار گرفتم که در آن هیچ تجربه‌ای نداشتم. آسان‌تر می‌شد اگر یک مربی داشتم که مرا راهنمایی کند. اما گاهی اوقات تنها راه یادگیری اشتباه کردن است… حتی شکست خوردن.
در اینجا چند نمونه گفته شده است که به من کمک کرد تا یک ارتباط‌ گر، مدیر و رهبر بهتری بشوم.

اتفاقاتی فراتر از چیزهایی که انتظار داشتید، رخ بدهد

شخص سومی استخدام شده بود تا نرم‌افزار جدیدی را بسازد و من بر پیاده‌سازی آن نظارت داشتم. اما همه چیز به سرعت در سنگلاخ افتاد. آن شخص منفعل شد. شرکا ناامید شدند که مسائلشان به‌موقع حل نخواهد شد و وضعیت فعلی پروژه را تحویل نمی‌دانند. مدیران داخلی در مورد توانایی من در رهبری سوال کردند.

اشتباه کجا بود؟ نقش‌ها و مسئولیت‌های تیم به وضوح مشخص نبود. پیش‌فرض‌ها در همه طرف ساخته شد و من نمی‌توانستم توجه و تمرکز لازم را برای اتمام موفق پروژه داشته باشم. این یک شکست همه جانبه بود.

چگونه از آن جلوگیری کنیم؟ برای هر پروژه‌ای چه در سطح بزرگ و چه در سطح کوچک، جلسه‌ی کیک‌آف برگزار کنید. در مورد اهداف، محدوده، زمان‌بندی، نقش تیم و مسئولیت هرکس با همه اعضای تیم و گروه‌های ذی‌نفع صحبت کنید. هم‌چنین، داشتن یک جلسه با مدیر در مورد بار کاری شما، باعث می‌شود لقمه‌ی بزرگتر از دهانتان برندارید.

تصمیم‌گیری‌های واکنشی تحت شرایط فشار

آیا تا به حال در شرایطی قرار گرفته‌اید که از شما خواسته شود که یک پروژه را در یک زمان غیرممکن به انجام برسانید؟ من در این شرایط تصمیم گرفتم که تا حد ممکن از افرادی که می‌توانستند برای رساندن پروژه در مهلت خواسته شده کمک کنند، استفاده کنم. اما این کار خوبی نبود.
از من خواسته شد که مدیریت یک تیم از مهندسان را که با هدف توسعه یک محصول جدید کنار هم قرار گرفته بودند را به عهده بگیرم. ما به سرعت طرح پروژه را ریختیم، برنامه‌ریزی‌ها انجام شد و شروع به کار بر روی محصول کردیم. اما بعد از چند هفته، مشخص شد که تیم قادر نخواهد بود محصول را در مهلت مقرر آماده کند. از آنجایی که ما تحت فشار بودیم، من برای کمک،به استخدام مهندسین دیگر شروع کردم.

اشتباه چه بود؟ تصمیماتی که عجله‌ای و سریع اتخاذ شدند، در نهایت منجر به لغو پروژه شد. استفاده انفجاری از منابع بیشتر در یک پروژه به این امید که پروژه زودتر تمام شود، خوب نیست. با استفاده از کلیدهای میانبر، پول شرکت هدر می‌رود و روحیه‌ی تیم کاهش می‌یابد.

چگونه باید از این نوع اشتباه جلوگیری کرد؟ برنامه‌ریزی برای موفقیت پروژه بسیار مهم است. با در نظر گرفتن زمان لازم برای درک نیازها، طراحی بهترین راه‌حل و اطمینان از داشتن منابع کافی با مجموعه مهارت‌های مناسب، شانس شما برای ارائه یک محصول با کیفیت که نیاز مشتری را برآورده کند، افزایش می‌یابد.

انتقال از اعضای تیم به تیم مدیریت

انتقال از اعضای تیم به تیم رهبری می‌تواند یک چالش باشد. هنگاه حرکت به سِمَت مدیریت، اولین نگرانی من حفظ روابط شخصی بود که پیش از آن ایجاد کرده بودم. اشتباه بزرگ!
پس از ارتقا به نقش رهبری در یک تیمی که اعضای آن دوستانم بودند، من متوجه تغییر در رفتارشان شدم. با اعضای تیم جلساتی ترتیب دادم و به آن‌ها اطمینان دادم که هیچ‌چیز تغییر نخواهد کرد. من تنها برای کمک به حل مسائل، پاسخ به سوالات و دستیابی به موفقیت در این نقش قرار گرفته‌ام. به عنوان یک مدیر جدید، فکر می‌کردم که این نگرش کاملا منطقی است.

چه چیزی اشتباه بود؟ ترجیح من به داشتنن رفتاری مثل یک همکار به‌ جای رفتار یک مدیر، چالش‌های زیادی ایجاد کرد. اعضای تیم انتظار رفتارهای خاص داشتند. و انتظار اینکه موقعیت‌های اضطراری و تعیین مهلت برای انجام کارها وجود نداشته باشد. همچنین اشتباه دیگری که انجام دادم، اشتراک بیش از حد لازم اطلاعات بود.

چگونه می‌توان جلوی این قبیل مسائل را گرفت؟ هنگام حرکت به نقش مدیریتی، می دانید که به‌خاطر مهارتهایتان، رهبری و پیش‌برندگی انتخاب شده اید وباید بپذیرید که روابط موجود تغییر خواهد کرد. مدیران موثر باید تصمیمات دشوار بگیرند و نمی توانند دوست همه باشند. شغل شما این است که تیم خود را حمایت کنید و آن را توسعه دهید و اطمینان حاصل کنید که تلاش هایتان با اهداف شرکت سازگار است.

در طول دوران حرفه‌ای شما، همواره موانع، مشکلات و حتی شکست در مسیرتان خواهد بود. فقط نباید اجازه دهید که آن‌ها، شما را از رسیدن به اهداف شغلی‌تان بازدارد. نویسنده معروف، جی کی رولینگ می‌گوید که : ” شکست بسیار مهم است … این توانایی مقاومت در برابر شکست و یا استفاده از شکست است که اغلب منجر به موفقیت بیشتر می شود.”

منبع : www.forbes.com – OCT 12, 2017 @ 11:22 AM